محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

134

تفسير قرآن صفى على شاه

ياد ميكنند خدا را ايستاده و نشسته و بر پهلوهاشان و انديشه ميكنند در آفرينش آسمانها و زمين پروردگار ما نيافريدى اين را باطل منزهى تو پس نگاهدار ما را از عذاب آتش ( 191 ) اى پروردگار ما بدرستى كه تو كسى را كه داخل ميكنى در آتش پس بتحقيق خوار كردهء او را و نيست مر ستمكاران را هيچ يارىكنندگان ( 192 ) در بيان دليل حدوث عالم اندر ايجاد سماوات و زمين * و اختلاف روز و شب بين ار يقين هست در آن حادثات دمبدم * و اينكه آيند اين دو بر دنبال هم شب ز بعد از روز و روز از بعد شب * و اندر اين ظاهر نشانيهاى رب زانكه تغيير از حدوث آمد دليل * حادث از محدث نشان داد اى خليل روز و شب بين رنگ اسپيد و سياه * بر وجود محدثى باشد گواه رنگ ديدى دان كه بىصباغ نيست * رنگها در گل بود در باغ نيست هر چه تغيير آن پذيرد حادثست * بانيش حق بود و بعدش وارثست بر اولوا الالباب اين باشد عيان * كآگهند از رمز آيات و بيان آن كسان كاندر تذكر دائمند * قائم و قاعد بايد منعمند همچنين ذاكر بپهلوهاى خود * يعنى از هر جنبش اعضاى خود روح قائم قلب قاعد در مقام * نفس سيّار مدبّر بالتمام نيستند از ياد او غافل دمى * رو به او دارند از هر سو همى همچنين هر مو كه جنبد در بدن * وان كند ياد از وجود ذو المنن هم گر اوراق شجر جنبد ز باد * مىكند در دم ز جنباننده ياد باد را زانرو كه جنباننده‌ايست * ماند از جنبش چو گفت او را بايست از سكون و جنبش بادت بس است * كاختيار جمله با ديگر كس است فكر در خلق سماوات و زمين * ميكنند ايشان ز عقل نكته بين عقل انديشد كه از پروردگار * خلقت بيهوده نايد در عيار باعثى پس بوده بر ايجاد خلق * غرق اين بحرند از پا تا به حلق اى منزه از عقول ممكنات * ده تو ما را ز آتش غفلت نجات غفلت از يادت عذاب و آتش است * آتش ار با ياد حق باشد خوش است يا رب آن را كه كنى داخل بنار * ظالم است و خوار و بىانصار و يار از تو غافل گشت هر كس نيم دم * كرده آن دم بر وجود خود ستم از تو شد غافل به ياد شىء پست * غفلتش عين عذاب و آتش است [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 193 تا 199 ] رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ ( 193 ) رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ ( 194 ) فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ ( 195 ) لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ ( 196 ) مَتاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ ( 197 ) لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها نُزُلاً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ ( 198 ) وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خاشِعِينَ لِلَّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآياتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ ( 199 ) پروردگار ما بدرستى كه ما شنيديم نداكننده‌اى ندا ميكرد از براى ايمان كه بگرويد بپروردگارتان پس گرويديم پروردگار ما پس بيامرز براى ما گناهان ما را و بازپوشان از ما بديهاى ما را و بميران ما را با نيكان ( 193 ) پروردگار ما و بده ما را آنچه وعده داده‌اى ما را بر رسولانت و خوار مگردان ما را روز قيامت بدرستى كه تو خلاف نميكنى وعده را ( 194 ) پس اجابت كرد مر ايشان را پروردگارشان كه ضايع نمىكنم كار كاركننده‌اى را از شما از مردى يا زنى بعضيتان از بعضى است پس آنان كه مهاجرت كردند و بيرون كرده شدند از ديارشان و رنجانيده شدند در راه من و كارزار كرده شدند و كشته شدند در ميگذرانيم از ايشان بديهاى ايشان را و هر آينه در ميآورم‌شان در بهشتهايى كه ميرود از زيرشان نهرها پاداشى از نزد خدا و خدا باشد نزدش خوبى ثواب ( 195 ) نبايد كه فريب دهد ترا رفت و آمد آنان كه كافر شدند در شهرها ( 196 ) متاعيست اندك پس مسكن ايشان دوزخ است و بد بستريست ( 197 ) ليكن آنان كه پرهيز كردند از پروردگارشان مر ايشانراست بهشتهايى كه ميرود از زيرشان نهرها